۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه

یک معادله چهارده مجهولی برای برخی سلطنت طلبان!

با توجه به اینکه برای عده ای از پیروان راستین مکتب روان شاد شعبان جعفری درک اینکه "یک منتقد سلطنت لزوما یک خط امامی نیست"بسیار ثقیل مینماید لذا از دوستان خواهشمندم راهکاری ارائه دهند تا این معادله بسیار بسیار سنگین و پیچیده برای آی کیو این دوستان را به ایشان حالی کنیم،بنده پس از سال ها تلاش و مجاهدت در این زمینه ناتوان گشته و چون موفق به چنین امر خطیری نشدم آروزی شفای عاجل برایشان از خداوند متعال که ذلیل مرده نمیدانم وجود دارد یا نه نمودم...و من الله التوفیق الاحقر متین آزادی

۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

آقای سروش،عرصه سیمرغ نه جولانگه توست!


عبدالکریم سروش که دو لفظ متناقض روشنفکر و دیندار را به عنوان لقب بر دوش می کشد همانطور که انتظار میرفت هراسان از به خطر افتادن بیضه ی اسلام جدیدالتاسیس رحمانی، دست به قلم برده تا شاید تابو و بت های  شکسته شده جهل و خرافه اسلامی را اندکی با باند تقیه ترمیم کنند، ابتدا با همان خدعه ی مشهور  اسلامی ژست مدارا با منتقدین را بر میدارد، واینطور وانمود میکند که آهنگ "نقی" و امثالهم فقط فحش نامه هایی هستند که برای تفنن نگاشته میشوند و طنازان نقاد دین عاری از هرگونه منطق و سواد میباشند که صرفا از سر لجبازی با عوام دیندار به فعالیت میپردازند.
 جناب سروش حتما پیگیر فعالیت های منتقدان دین بوده اید و خیل اینان که روز به روز بر تعداد آنها افزوده میشود را دیده اید ،اینجا دو فرض برای شما متصور میشویم یا از شعور و بینش پایینی برخوردارید که زبان طنز را نمیدانید و شوخی با امامان و فرضا نسبت دادن مفاهیم جنسی به ایشان را به مانند اسلاف خود مشمول ساب النبی میدانید یا اینکه به خوبی مفهوم طنز و نقد طنزگونه را میدانید و با حربه مضحک "توهین به عقاید" میخواهید این حرکت شجاعانه را محکوم کنید که این احتمال دوم را بسیار محتمل تر میدانم.
در جایی به کسانی که دوست داشتید اکنون با کت و شلوار خود در منصب انان باشید انتقاد کرده و خطاب به فقها گفته بودید اعمال جمهوری اسلامی دل انسانیت و "اسلامیت" را بدرد آورده! در اینکه اعمال جمهوری اسلامی نه از امروز که از زمانی که شما نیز چنگی بر زخم های  مبارزین راه آزادی وطن داشتید دلِ انسانیت را به درد آورده است شکی نیست،اما کجای حرکات جمهوری اسلامی دل اسلام را دردناک کرده است جناب سروش؟آیا قتل و کشتار رسمی غریب برای پیشوایان شماست؟ آیا سر به عدم سپردن منتقدین در اسلام ناب محمدی (و نه اسلام جدیدالتاسیس شریعتی و شرکا) رسم نبوده است؟آیا در مدینه فاضله محمد دروغ و مکر و ریا نبوده؟
 خیر جناب سروش،اتفاقا جمهوری اسلامی، اسلام را در جهت عکس آن تا حدودی اِعمال میکند، که اگر اسلام مورد نظر محمد و علی و الخ  اجرا میشد آمار قتل و رجم و صلب و جلد سر به آسمان میکشید و بدون حضور غایب مفقودالاثرتان دریای خون به راه می افتاد. پس رسم سوفسطائیان را کنار بگذارید جناب سروش یا دباخ. 
مشکل شما با حکم ارتدادها نیست که اگر بود زمان "انقلاب بی فرهنگی" که بیش از اینها شاهد اینگونه فتاوی بودیم ابراز میشد،مشکل شما شکسته شدن بت هایی است که سالیان سال عوام الناس فکر میکردند با برشمردن رذائل انها تبدیل به سنگ و با بردن اسمشان جز با سلام  صلوات خسرالدنیا و الاخره خواهند شد...
پس جناب شما و تمامی منادیان اسلام رحمانی به گوش باشید شک نکنید روزی اکثریت مطلق جامعه خواهیم شد، گوشت گاو را خواهیم خورد حتی اگر برای عده ای گاو مقدس باشد، ،بت ها را خواهیم شکست حتی اگر بت پرستان را غضب ناک کندو احکام بول و غائط خیز اسلام را به طنز خواهیم کشید حتی اگر برای شمایان گران باشد.

۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

اطلاع رسانی کنید حذف فیسبوک یغما گلرویی در پی انتشار ترانه ای در حمایت از شاهین نجفی!

در پی انتشار ترانه ای از یغما گلرویی به نام "متعهد به کاکتوس بودن" که مشخصا برای شاهین نجفی سروده بود فن پیج و چندین صفحه پروفایل شخصی ایشان در فیسبوک همزمان پاک شده اند، با توجه به اینکه یغما داخل ایران است ممکن است اتفاقات بدی برایش رخ داده باشد،لطفا اطلاع رسانی کنید و دوستانی که ارتباطی با ایشان دارند پیگیری کنند.

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

چرایی کینه سلطنت طلبان و جمهوری اسلامی از بی بی سی!

در جریان حوادث انقلاب پنجاه و هفت و همچنین حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 ایران نکته ای که جالب توجه به نظر میرسید این است که حاکمیت هر دو زمان دلیل اصلی به تعبیر خودشان اغتشاشات را بنگاه خبرپراکنی بی بی سی میدانستند، اما آیا واقعا این شبکه خبری پایه گذار و مسبب چنین اتفاقاتی میباشد و اصولا قدرت چنین امری را دارد یا خیر؟
 با کمی تامل در نوع حکومت های یاد شده به راحتی میتوان دریافت که سانسور و پروپاگاندا خصیصه اصلی ایشان میباشد و همواره سعی دارند اوضاع را آنطور که مطابق میل و سلیقه شان است ارئه دهند و نه مطابق شرایط و روند موجود. در این بین شبکه های خبری که بی بی سی یکی از معتبرترین آنها در جهان می باشد توانسته با خبر رسانی  مورد وثوق عامه مردم، قشر عظیم ببینده را برای خود به دست بیاورد و اینجاست که این شبکه ها مورد غضب کسانی واقع میشود که دوست ندارند نکاتی که مورد علاقه انهاست مطرح شود، به کار بردن الفاظی مانند "آیت الله بی بی سی" و "بی بی سی شیطانی" به خوبی بیانگر این موضوع است.
اما اینجا این سوال مطرح میشود که آیا بی بی سی رسانه ای بی طرف و مورد وثوق است یا خیر؟
صادق صبا مدیر بخشفارسی  بی بی سی  این نکته را به خوبی تشریح میکند، ایشان در جواب سوال خبرنگار مبنی بر اینکه "هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیرد،چرا بی بی سی وقت و هزینه دولت انگلیس را صرف خبر رسانی صحیح و بی طرف در ایران و سایر نقاط جهان میکند" می گوید بر طبق نظرسنجی ها، مشهورترین چیزی که از انگلیس در جهان شناخته شده است نه رودخانه تایمز،نه گرینویچ،نه منچستریونایتد که "BBC" میباشد،این اعتبار و شهرت برای این شبکه به راحتی به دست نیامده است و حاصل سال ها خبررسانی بیطرفانه در نقاط مختلف جهان است که توانسته اعتماد مردم را جلب کند،واین بزگترین اعتبار برای کشور انگلستان میباشد که حاضر است چنین خراج گزافی را بابت آن بپردازد و هرگز برای اهداف و منافع کوتاه مدت "حتی وقوع یک انقلاب در کشور متخاصم" این منبع اعتبار برای کشور انگلستان را از بین نخواهد برد.
مثال جالبی که اخیرا در همین راستا اتفاق افتاده است انتشار آهنگ جنجال برانگیز "نقی" از شاهین نجفی میباشد،اپتدائا در خبرگزاری های وابسته به حاکمیت جمهوری اسلامی عنوان میشود که بی بی سی برای اولین سایتی که این اهنگ را پخش کرده است جایزه نقدی تعیین کرده است،و در مقابل این ادعای طنزگونه، مخالفان بی بی سی فارسی در اپوزیسیون که عمدتا سلطنت طلبان می باشند در مقابل بی بی سی موضع گیری میکنند و با اینکه اولین تریبون رسمی که در اختیار شاهین نجفی برای توضیح  آهنگ قرار داده شد این شبکه خبری می باشد عنوان میکنند که (آیت الله بی بی سی!!!) مواضع جمهوری اسلامی را در این در این مصاحبه مطرح کرده ودر پی محکوم کردن این خواننده جوان بوده است.
با توجه به نکات مذکور به نظر می رسد دلیل اصلی کینه ورزی حاکمیت جمهوری اسلامی و هواداران سلطنت به این خاطر باشد که در جاهایی اخباری منتشر میشود که ایشان دوست ندارند به ان پرداخته شود  و در مواقعی به نکاتی کمتر پرداخته میشود که ایشان میل به بزرگنمایی آن دارند و وقتی می بییند چنین توقعی برآورده نمیشود بر "بی بی سی" خشم می گیرند و با فحاشی ، انگ زدن و پرونده سازی میخواهند به تخریب آن بپردازند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

نرو بالاي کوه شاهينم! نوبت کرکساي شوم شده (شعری از دکتر مهدی موسوی برای شاهین نجفی)


خون تازه نشسته رو لب هام
بغض، پک مي زنه به سيگارت
ناخن و باورم شکسته شده
مثل آوازهاي گيتارت



مي نويسم بدون ِ هر کلمه
روي کاغذ دوباره با خونم
توي مغزم تويي که مي خوني
من سر ِ حرف هام مي مونم



تف به اين زندگي که ما رو کرد
اوّلش قبر و آخرش قبره
خواب ِ بارون ِ تير مي بينه
آسموني که خالي از ابره



توو خيابون و من رژه مي رن
اين سؤالا که بي جواب ترن
نمي تونن منو بخوابونن
قرص هام از خودم خراب ترن



تن نمي دم به حوض و آکواريوم
تا که مي خشکه آخرش برکه
ماهي ِ قصّه هاي نيمه شبم
سرم از درد داره مي ترکه



نرو بالاي کوه شاهينم!
نوبت کرکساي شوم شده
قصّه شون جاي قهرمانا نيست
دوره مون واقعا تموم شده!



حقّ ما اينه آخر قصّه
زير مشت و لگد کبود بشيم
تا خود صبح، درددل بکنيم
توي سيگارهات دود بشيم



من چي ام؟! هيچ ِ تا ابد هيچم!
صفر گنده پس از مميّزها
روح يه شاعرم که پاره شده
بين رؤيا و خطّ قرمزها



خفه مي شم که خوب مي دونم 
تو صدات انعکاس بغض منه 
خفه مي شم که خوب مي دوني
درد در حال بيشتر شدنه



اونور ِ شيشه، شهر، تاريکه
بوي خون مي ده اينور ِ شيشه
من به حرفات باز مطمئنم:
همه چي واقعا عوض مي شه!



بغلم کن از اينهمه کابوس
بغلم کن برادر خوبم
مثل يه قهرمان بازنده
مشت هامو به باد مي کوبم



نرو بالاي کوه شاهينم! 
نوبت کرکساي شوم شده 
قصّه شون جاي قهرمانا نيست
دوره مون واقعا تموم شده!

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

برای شاهین نجفی بت شکن،پیامبر خردگرایی

از همان روز اول که تور را شنیدم که درد من را فریاد میزدی، از همان روزی که دیدم کلامت  رنگ شعار ندارد و تو  از جنس خودمانی و اگر از درد میگویی چیزی نمی سازی و فقط رپ وار آن را بر زبان جاری میکنی،از همان روزهای اول،آن روزها که مثل الان تو را زیاد نمیشناختند و من هر روز به وبلاگ کوچکت در بلاگفا سر میزدم تا دردنوشته هایت را به جان دل بنوشم  میدانستم،میدانستم که تو را اشتباه نگرفته ام، تو همان پیامبر راستین خردگرایی هستی که شعرهایت را نسل فردا به جای کتاب های دینی زمزمه خواهند کرد...شاهین جان اکنون که وارد بتکده شده ای و بت های تعصب و خرافات را با تبر کلامت شکسته ای ،اکنون که شرتر از همیشه عجز بت بزرگ را   به رخ بت پرستان زنجیرخو کشیده ای میخواهم بدانی تو تنها نیستی،،کرکسان نیز ببینند این شاهین تنها نیست، از هنجره ی این شاهین تیز پرواز هزارن عقاب در آسمان آزادی به پرواز خواهد امد.بخوان شاهینِ ما، استوار تر از همیشه بخوان

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

جواب شاهین نجفی به منتقدان اهنگ "نقی"


اکثر شما عزیزان متن این ترانه را چرت و بی پایه و اساس خواندید، اگر از نظر شما اینطور است، پس چرا اینقدر فحش و ناسزا؟
چون چیزی که بی پایه است، اصلا نیست، پس ارزش ندارد، ولی این صحبت های شما نشان میدهد که چیزی بوده.
و اما حرف هایم.
اعتقاد، دین، ایمان، مقدسات و ...
اصولی هستند نامحسوس که تنها در سرشت انسان، یافت میشوند.
تمامی ما نیاز به وجودی ورای خویش داریم.
کسی که در لحظه های تنهایی، تنهایمان نگذارد، کسی که با او رازونیاز کنیم، کسی که خود را از او بدانیم.
امروزه به علت حاکمیت مذهب، این نیاز ها را با چیزی به نام 'دین' پاسخ میدهند.
چیزی که از نظر بزرگترین دانشمندان، ساخته فکر انسان بوده است.
و ساخته بدی هم نبوده، چون به بهترین شکل انسان ها این را باور میکنند.
اما اگر کمی از خودمان جدا شویم و با عقل و منطق به این قضایا نگاه کنیم، شاید به چیز های ارزشمندتری پی ببریم.
اگه دین درست است و خدا آن را فرستاده که ما به سوی او برگردیم، پس ما بازیچه ایی بیش نیستیم، که از قبل هدف ما معین بوده، ما آمدیم و همانند عروسک خیمه شب بازی نقش خودمان را بازی میکنیم و تمام. این بود زندگی؟
یعنی خداوند ما را خلق کرده که به او برگردیم؟
پس اگه قرار به برگشتنمان است، پس پیامبر برای چیست؟ دین برای چیست؟
اگه آنها برای هدایت ما به سوی خدا هستند، پس خدا چه کاره است؟
مگر او نمیداند که ما چه آینده ایی داریم؟
مگر او نمیداند که آیا به او باز خواهیم گشت یا خیر؟
اگر دین را خدا فرستاده، چرا پیامبران و امت آنان با هم مشکل دارند؟
مگر تنها یک خدا نیست؟
که همه پیامبران و ادیان و مذاهب از آن او هستند؟
مگر غایت تمامی ما بازگشت به او نبود؟
پس فرق نمیکند کسی که دین دارد یا کسی که ندارد.
چرا اسلام باید به ایران حمله کند و زن و مرد و کودک و بزرگ را بکشد یا مسلمان کند؟
و هزاران چرا دیگر.
اما چیزی که در اینجا مهم و واضح است، 'انسان بودن' است.
تمامی ما اسمأ انسان هستیم.
و هر انسانی حقوق خود را دارد.
یکی از این حقوق، آزادی در فکر و بیان و اندیشه است.
من نمیتوانم به شما تحمیل کنم که به چی فکر کنی، چه اندیشه ایی داشته باشی یا چه چیزی را بیان کنی و یا اندیشه و اعتقادات و افکار تو را به سُخره بگیرم، همانطور که شما این حق را ندارید.
اگر افرادی اعتقاد و اندیشه دارند، که تنها دین 'اسلام' است و تنها راه خوشبختی در دنیا اُخروی، آن است، اندیشه آنان محترم.
و اگر کسانی اعتقاد دارند که دین تنها راه تحقق اهداف اقلیت حاکم است و انسان خدایش را در وجود خودش باید بیابد، اندیشه آنان نیز محترم است.
هروقت تونستیم این اصل را رعایت کنیم، آن وقت میتونیم خودمان را باطنأ نیز انسان بدانیم و بنامیم.
اما باید این کوته فکری را کنار بگذاریم که تشبیه شکل گنبد به سینه زن، و یا برافراشتن پرچم همجنسگرایان بر روی آن را تهمت بنامیم.
اگر دین را عزیز میدانی، پس در همه وجوه سعی در متدین بودنت کن، نه اینکه عرقت را بخوری، شهوتت را برانی، دروغت را بگویی، تهمتت را بزنی و سر وقت نمازت را بخوانی.
اگر این را تهمت میدانی، پس جوک ساختن برای هموطنان ترک، لر، رشت و ... را نیز توهین بدان و تکرار نکن.
این را بدان که همه ما جدا از دین و عقیده و نژاد و تفکرمان، در یک چیز با ارزش مشترک هستیم، و آن انسانیت است.
پس قبل از اینکه متدین باشی یا بی دین، سعی کن انسان باشی.
امیدوارم حوصله کرده باشید که حرف هایم را بخوانی و در آن اندکی اندیشه کنی.
سپاس گذارم.